خرید بک لینک
بسم الله داستان از حاجعیسی شهسواری شروع میشود. کارگری اهل روستای نیمدانگ که بعد از فوت پدر، بین خانواده بر سر املاک و زمینهای کشاورزی دعوا میشود و او هم زندگی را رها کرده و در پی کار به گیلانغرب میآید. هنوز یکسال هم نشده که چند ریشسفید را به خواستگاری کوکب خانم میفرستد. کوکب، زنجوانیست که چند وقت پیش شوهر مرحومش، او را با دو بچه تنها گذاشته است. همه

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 6 ارديبهشت 1397 ساعت: 3:05

بسم اللهیادم باشد که دیگر بهترین فیلم جشنوارهها را نبینم، مگر اینکه از فیلم، داستان و کارگردانیاش مطمئن شوم.واقعا سینمای ایران دارد به کجا میرود؟جسارتاً این هم فیلمنامه بود؟ اصلاً در برابر چ، شیار ۱۴۳ و مهمان داریم، داستان داشت که سیمرغ بهترین فیلمنامه را بگیرد؟ یا باید بگوییم که داوران ترجیح دادند که فیلمهایی با مضمون دفاع مقدس را از دایره داوری حذف ک

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 6 ارديبهشت 1397 ساعت: 3:05

بسم الله نمایشگاه کتاب سال 93، به گمانم آخرین سالی که نمایشگاه کتاب در مصلی برگزار شد... مثل همیشه مشغول گشت و گذار هستم، میان دنیای کتاب های رنگارنگ، سیاه و سپید، باریک و قطور، جلدهای مقوایی و گالینگور... همیشه قدم زدن در نمایشگاه، به اندازه راه رفتن در طبیعت، جنگل و پارک، برایم لذت بخش است. به غرفه انتشارات صریر می رسم، نگاهم روی استند کتاب می چرخد و روی

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 6 ارديبهشت 1397 ساعت: 3:05

بسم الله بعد از دهسال، هنوز اسمش گوشه ذهنم بود پستچی سه بار در نمیزند. از معدود فیلمهای ایرانی که در ژانر وحشت دیدم. سه دوره زمانی از زندگی ابرام اقا وقتی مادرش را شازده قجری در طبقه سوم امارتی میکشد، چه اینکه به تحریک همسر شازده، می خواست او را بکشد. سال ها بعد، مدتی را با زنصیغهاش، در طبقه دوم سر می کند. عاشق حبیب نامی از نوچه های آقاطیب است و فقط یک

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 6 ارديبهشت 1397 ساعت: 3:05

بسم الله مگر عشق ایتالیا، سوژه است که برایش فیلم ساخته شود؟ این همه عاشقِ سینهچاک همه کشورها در این مملکت پیدا میشود، حالا ایتالیاییاش بشود داستان اصلی یک فیلم؟ همان ایتالیایی که او را به بازیگری میکشاند، باعث میشود اخرین مدل موتور ایتالیاییاش را با یک ماشین ایرانی، طاق بزند، همان زبانی که سفری کاری را برایش رقم میزند که در نبودش فرزندش میمیرد... فرز

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 6 ارديبهشت 1397 ساعت: 3:05

بسمالله خاطرات بازمانده از زینب، آخرش یک فیلمِمستند ۳۸ دقیقهای میشود. یک کتاب که با عکسها و مستنداتش، مجموعاً ۱۵۰ صفحه بیشتر نیست. کاش کسی این وسط، زودتر سراغ زینب میرفت، همه را پیدا میکرد، همکلاسیها، امام جمعه شهر، بچههای دبیرستان، مدیر مدرسه، همسایه، دوست، هممسجدی و... زینب بیش از ۳۸ دقیقه و ۱۵۰ صفحه، کار کرده، تلاش کرده، فعالیت داشته که ره صد سا

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 6 ارديبهشت 1397 ساعت: 3:05

بسمالله بعد از این همه سال زندگی، اولین باری است که در ساختمانی جنوبی، ساکن میشویم. به بناهای شمالی عادت داشتم که در واحدهای جنوبیاش زندگی کنیم و پنجره اتاق به حیاطِ خانه باز شود... بعضی وقتها هم پنجره قدی اتاق به تراسِ کوچک باز میشد که مرا در عمق آسمان جا میداد و فرسنگها از محیط ناامن کوچه دور میماندم. وقتی کلید را قفلِ در آهنی میچرخاندم، اول گل

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 6 ارديبهشت 1397 ساعت: 3:05

بسم الله خبرها در این ۶ سال یکی یکی روی میز میآید... تایید لباس تیم ملی بسکتبال بانوان ایران توسط کمیته جهانی تایید لباس تیم ملی بانوان در رشته کشتی کج و دیروز خبر تایید لباسهای تیم ملی بانوان ایران در رشته وزنهبرداری واقعا اجازه نمیدهم به خودم که عکسهای این لباسها را بارگزاری کنم. به سمت کجا میرویم؟ از بین بردن عفت زنان ایرانی؟ پایمالکردن حیا؟ بی

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 6 ارديبهشت 1397 ساعت: 3:05

بسماللهدیدینگ دیییدینگ... مدتی طول کشید تا از میان وسایل داخل کیف، گوشی را پیدا کند. در آورد، نگاهی به شمارهای کرد که خبر از کسی میداد که میخواهد با او حرف بزند. آنقدر نگاه کرد تا قطع شد.و دوباره...این بار وقتی زنگ گوشی، تمام شد، گوشی را داخل کیف انداخت و با دستمالِکاغذی، اشکهایش را پاک کرد...سرش را بلند کرد و نگاهی به محراب مسجدی انداخت که درست روبهر

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 6 ارديبهشت 1397 ساعت: 3:05

بسم اللهبگویم توفیق بود،فرصت شد،امکانش به وجود آمد،...بالاخره پای تماشای فیلم لاتاری نشستم.متاسفانه اتفاقی است که دارد در مملکت میافتد.قاچاق دختران به کشورهای حاشیه خلیج، اتفاق دوری نیست.به بهانه مترجم، مدلینگ و هزار کوفت و درد دیگر...نوشین هم نمونه یکی از همین دخترکان... پ.ن: اگر هنوز نرفتهاید، حتماً ببینید... *کاش آقایمان زودتر بیاید...کاش دختران سرزمینم

برچسب: نویسنده: پرهام هاشمی تاريخ: پنجشنبه 6 ارديبهشت 1397 ساعت: 3:05

صفحه بندی